پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۶
۱۴ پیام تبیینی پیرامون کشیده شدن جنگ به مرحله زیرساخت‌ها در جنگ دوم اسرائیل و آمریکا با ایران

حوزه/ در ۱۴ پیام تبیینی زیر، ابعاد مختلف جنگ زیرساختی ایران با ائتلاف آمریکا و اسرائیل بررسی شده است.

اشاره؛

در شرایطی که جنگ دوم اسرائیل و آمریکا با ایران به مرحله حساس و تعیین‌کننده رویارویی زیرساختی رسیده است، تحلیل دقیق موازنه قدرت، بررسی ظرفیت‌های دفاعی و تبیین حقانیت مواضع جمهوری اسلامی ایران اهمیتی راهبردی می‌یابد. مجموعه پیام‌های پیش رو، با واکاوی ابعاد مختلف این تقابل، از تاب‌آوری شبکه‌های ملی و پراکندگی جغرافیایی تا شکنندگی زیرساخت‌های دشمن و نقش آفرینی مردم، تصویری روشن از چگونگی مدیریت بحران و پیروزی نهایی ایران در این نبرد ارائه می‌دهد.

پیام اول:

در حمله به زیرساخت ها ما شروع کننده جنگ نبودیم.

جنگها زمانی که به مواضع زیر ساختی کشیده شوند خسارت های برآمده از آنها تبدیل به فاجعه خواهد شد و جمهوری اسلامی ایران از مدتها قبل هشدار داده بودکه چنانچه دشمن در تعرض جدید خود زیرساخت های کشور را هدف قرار دهد جمهوری اسلامی زیرساخت های خود را معادل زیرساخت های کل منطقه می داند لذا دشمن به دنبال فاجعه در ایران نگردد که پیش از آن خود با فاجعه روبرو خواهد شد.

به همین جهت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای ممانعت از گسترش دامنه درگیری به زیرساخت ها در نهایت خویشتن داری اقدامی علیه زیر ساخت های دشمن

در منطقه انجام نداده بودند تا اینکه در شامگاه شنبه

۱۶ اسفندماه دشمن با حمله به انبار نفت تهران البرز ....

آتش جنگ زیر ساختی را برافروخت و ایران را وادار به

جنگی زیرساختی در سطح منطقه کرد. دشمن همچنین با هدف قرار دادن آب شیرین کن قشم که به منظور تأمین آب شرب آن منطقه برای عموم مردم مورد استفاده قرار می گرفت از جنبه ای دیگر نشان داد که با تمام ملت ایران دشمن است و تفاوتی میان ضد انقلاب و انقلابی قائل نمی شود، چیزی که در فضای مجازی باعث تعجب و شکایت ضد انقلابهای داخل و خارج کشور از آمریکا شده است.

مبتنی بر این تجاوز آشکار جمهوری اسلامی در اقدامی دفاعی به پالایشگاه حیفا در رژیم صهیونیستی حمله کرد و تهدید خود مبنی بر اینکه زیرساخت های ایران معادل زیرساخت های کل منطقه است را عملی ساخته است تا بتواند از این طریق بازدارندگی واقعی ایجاد کند. روند فزاینده جنگ که به جنگ زیرساختی رسیده است در نهایت با پیروزی ایران منجر می شود، چه آنکه زیر ساختهای ایران بسیار پراکنده تر از دشمن است و تراکم زیرساخت های دشمن این مواضع

را تحت سلطه ایران قرار داده و ایران به محض اراده میتواند دشمن را به بحران تأمین انرژی و نیازهای اولیه برساند و نارضایتی گسترده ای برای ملت جعلی رژیم صهیونیستی رقم بزند.

پیام دوم:

در دوران جمهوری اسلامی، شبکه زیر ساخت های کشور مستحکم شده و آمادگی لازم برای طرح های مدیریت مصرف وجود دارد.

جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران جنگ زیرساختی که این روزها زمزمه آن در تقابل ایران و ائتلاف آمریکا - اسرائیل مطرح است برگ جدیدی از جنگ را رقم خواهد زد. ایران برای چنین جنگی آمادگی و شرایط لازم را برخورداراست و دشمن نیز این را به خوبی میداند. معماری زیرساخت های حیاتی کشور به صورت غیر متمرکز طراحی شده و شبکه ای است که با قطع یک نقطه از کار نمی افتد و گره های متعدد آن تاب آوری سیستم را بالا می برد. تعداد زیاد و پراکندگی جغرافیایی نیروگاه ها و پالایشگاه ها درسراسر کشور یک مزیت عالی برای ایران به حساب می آید. در حالی که دشمن اسرائیلی از لحاظ تعداد و پراکندگی در شرایط متفاوتی به سر می برد. به عنوان مثال ایران دارای ۱۰ پالایشگاه اصلی و ١٤٩ نیروگاه حرارتی است در حالی که رژیم صهیونیستی ۲ پالایشگاه اصلی دارد.

در حوزه سایبری نیز پس از تجربه حملات سایبری استاکس نت ایران تجربه های بسیار زیادی را به دست آورده و در بازسازی و ارتقا در این حوزه به کار برده است. در حوزه درمانی نیز پراکندگی و کمیت بسیار زیاد این مراکز در ایران و همچنین بیمارستانهای سیار و مراکز درمانی پشتیبان در سراسر کشور مستقر هستند و سیستم تأمین آب با ترکیبی از سدهای بزرگ سدهای محلی آب شیرین کن ها و چاه های عمیق تک منبعی بودن را به حداقل رسانده است.

اما پشتوانه اصلی این زیرساختها آمادگی عمومی و حافظه تاریخی ملت است. نسل های مختلف جامعه ایران تجربه زندگی با کوپن در دوران جنگ تحمیلی و تجربه موفق سهمیه بندی بنزین به مدت هشت سال و کاهش ۲۰ درصدی مصرف نشان داده است که جامعه ایران ظرفیت پذیرش فشارهای نامتعارف را دارد. در حال حاضر نیز زیرساخت فناوری اطلاعات برای توزیع کالا برگ الکترونیکی در برخی استان ها آزمایش شده و آماده گسترش سراسری است. اتاق های عملیات اقتصادی با سناریوهای متعدد از بسته شدن تنگه هرمز تا بمباران تأسیسات کلیدی طراحی و تمرین شده اند و انبارهای ذخیره کالاهای اساسی در سراسر کشور انباشته و پراکنده شده اند تا حتی با بمباران بخشی از آنها زنجیره تأمین از کار نیفتد.

مسیرهای جایگزین حمل و نقل و بنادر پشتیبان برای شرایط اختلال مسیرهای اصلی نیز در دستور کار است و فرهنگ صرفه جویی به سرمایه اجتماعی تبدیل شده است. تاریخ نشان داده که در شرایط بحران های خارجی انسجام ملی ایران افزایش می یابد و مردم حاضر به پذیرش محدودیت ها برای حفظ استقلال و امنیت کشور هستند و این مهم زیرساخت اساسی تاب آوری کشور در این شرایط است.

پیام سوم:

علت زیر ساختی شدن جنگ، شکست پروژه تغییر نظام است

اهداف راهبردی ایالات متحده آمریکا در این جنایت جنگی به وضوح از جانب رئیس جمهورخونخوار این کشور بیان شده است که طبق آن فروپاشی حاکمیت ایران تجزیه کشور نابودی توان موشکی و فناوری هسته ای ایران مدنظر بوده است.

اکنون که در روز نهم جنگ قرار گرفته ایم و گزارشی مبنی بر خسارت جدی به فناوری هسته ای ایران از جانب نهادهای ناظر خارجی و داخلی وجود ندارد و فضای آفندی و پدافندی کشور نیز با قدرت در حال دفاع و هجوم گسترده به دشمن است اثبات میکند که دشمن به هیچ کدام از اهداف خود نرسیده است و حاکمیت ایران مقتدرانه و متکی به وحدت ملی ایرانیان به روند مقاومت خود ادامه می دهد و قدرت اول نظامی جهان را از ناکامی در دست یابی به اهداف راهبردی خود کلافه ساخته است.

همین ناکامی موجب شده است تا آنها تصمیماتی برآمده از خشم دلهره و کینه بگیرند و جنگ را به حوزه زیرساخت ها بکشانند تا حداقل قدرت ایران را کاهش دهند و از روند توسعه و پیشرفت آن جلوگیری کنند و نارضایتی عمومی درجامعه پدید آورند، اما در این زمینه نیز ناکام خواهد ماند چرا که ملت ایران سلحشوری خود را طی این مدت با حضور در خیابان و مطالبه انتقام نشان داده است و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز دهه هاست برای جنگ با آمریکا به تولید سلاح و تربیت نیروهای نظامی و شبیه سازی عملیات پرداخته اند و امروز که موعد جنگ فرارسیده است، آماده تر از هر لحظه با طرح های برنامه ریزی شده به سراغ اهداف خود رفته اند و دشمن را از هر ساحتی که تجاوز کند، غافلگیر کرده و پاسخی حیثیت سوز به آن می دهند؛ بنابراین فروکاسته شدن اهداف راهبردی آمریکا به ضربات تاکتیکی علیه ایران نشان از شکست آشکار دشمن دارد. حمله علیه زیرساخت ها نیز تلاشی است برای دستاورد سازی تا از طریق آن بتوانند حیثیت جهانی خود را حفظ کنند و همچنان خود را ابر قدرت بی چون و چرای جهان نشان دهند چیزی که نه تنها جهان را قانع نمیکند بلکه وضعیت افکار عمومی آمریکا نسبت به آنها را بدبین تر از قبل خواهد کرد.

پیام چهارم:

تجربه ملت یمن نشان می دهد حمله به زیر ساخت ها تعیین کننده نتیجه جنگ نیست.

موقعیت ممتاز ایران نسبت به یمن امکانات تاب آوری زیرساخت های ایران را بسیار متفاوت ساخته است. تعداد گسترده بنادر در شمال و جنوب کشور مرز دریایی با روسیه و کشورهای مختلف جهان و گستره جغرافیایی و همسایگان متنوع و به نبرد سرنوشت مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران تبع مسیرهای فراوان پراکندگی گسترده نیروگاه ها و مخازن سوخت و ... کشور در یک شبکه پیچیده امکان جبران را در هر موقعیتی فراهم می سازد.

در کشور یمن تمامی راه های ارتباط جهانی منحصردر یک بندر و یک فرودگاه و از نظر زیرساخت هایی همچون بیمارستان و نیروگاه برق و منابع آبی بسیار ضعیف است اما با این حال مقاومت بی نظیرمردمی باعث سربلندی غرور آمیز و پیروزمندانه مردم یمن شده است. حمله آمریکا به مخازن نفتی الحدیدة و بندر نفتی رأس عیسی نتوانست یمن را از پا درآورد و با کمک خدا مسئله سوخت یمن توسط انصار الله در نهایت حل شد. یمن در موقعیتی که به تمامی زیرساخت های حیاتی ناچیزش حمله شده بود، ضربات دردناکی را مستقیماً متوجه آمریکا نمود. سرافکندگی آمریکا در ضربه یمن به ناوهای آمریکایی و مجبور کردن او به عقب نشینی نشان دهنده کفه سنگین مقاومت مردمی یمن در مقابل قدرت تسلیحاتی ماشین جنگ آمریکا بود. ترس آمریکا از یمن به اندازه ای بود که حتی پس از حمله یمن به آرامکو آمریکا هیچ واکنشی نشان نداد. ایمان و مقاومت مردم یمن نه تنها باعث استیصال آمریکا و سعودی و امارات شد بلکه اسرائیل با وجود دوری از یمن به صراحت بیان کرد که نمی توان جلوی یمنی ها را گرفت و باید هر چه زودتر وارد آتش بس با آنها شد.

در نهایت ناامیدی و اجبار به عقب نشینی معادله ای بود که یمن به آمریکا اسرائیل و عربستان تحمیل کرد. یمن ثابت کرد کلید عقب نشینی آمریکا و واگذاری میدان جنگ مقاومت مردمی است.

اگر مقاومت مردمی باشد، امکان اداره زندگی مردم در سخت ترین شرایط فراهم است. ایران کشوری با قدرت زیرساختی و تاب آوری غیر قابل مقایسه با یمن است. طبعاً هر ضربه ای به زیرساخت ها دشواری هایی را پدید خواهد آورد. اما صبر و مقاومت مردم است که نتیجه شیرین پیروزی را نصیب آنان میکند و نصرت الهی را به دنبال خواهد داشت.

پیام پنجم:

شبکه تأمین مردمی می تواند از عهده اداره امور

بربیاید.

در سناریوی جنگ و حمله به زیر ساخت های حیاتی کشور یکی از مهم ترین نگرانی ها اختلال در زنجیره تأمین حمل و نقل و توزیع مواد غذایی است. با این حال تجربه تاریخی و ساختار اجتماعی ایران نشان می‌دهد.

که ظرفیت های قابل توجهی برای مدیریت مردمی و محلی این شرایط وجود دارد؛ ظرفیتی که اگر با سیاست گذاری هوشمندانه دولت همراه شود می تواند تاب آوری جامعه را به شکل چشمگیری افزایش دهد؛

نخستین عنصر در این زمینه امکان شکل گیری شبکه تأمین مردمی در مقیاس های محلی است. در شرایطی که زیرساخت های متمرکز دچار آسیب شوند، مدیریت توزیع کالاها میتواند از طریق ساختارهای محلی در سطح استان شهرستان بخش و روستا سامان یابد. دولت در چنین شرایطی بیش از آنکه متکی به مدیریت کاملاً متمرکز باشد، می تواند نقش سیاست گذار تنظیم گر و ناظر را ایفا کند و از ظرفیت کنشگران محلی برای سازمان دهی حمل و نقل انبارش و توزیع کالاهای اساسی بهره گیرد. این الگوی مدیریت پراکنده و انعطاف پذیر امکان واکنش سریع تر به اقتضائات هر منطقه را فراهم میکند.

دومین عامل مهم ویژگی های فرهنگی و تاریخی جامعه ایرانی در مواجهه با نا اطمینانی های اقتصادی و اجتماعی است. در بسیاری از خانواده های ایرانی به ویژه در شهرهای کوچک و مناطق روستایی سنت ذخیره سازی بخشی از مواد غذایی اساسی همچنان وجود دارد. این ذخیره های خانگی که در شرایط عادی نیز نگهداری میشوند در شرایط بحران میتوانند نقش یک ضریب اطمینان اجتماعی را ایفا کنند و فشار فوری بر شبکه توزیع رسمی را کاهش دهند.

سومین ظرفیت مهم سرمایه اجتماعی و نهادهای محلی مبتنی بر همبستگی است. سنت هایی مانند انفاق مواسات و یاری رسانی جمعی در فرهنگ ایرانی ریشه ای عمیق دارند و در بزنگاه های تاریخی بارها فعال شده اند. مساجد هیئتها خیریه های محلی و شبکه های غیر رسمی محله ای می توانند به سرعت به مراکز سازماندهی کمکهای مردمی تبدیل شوند. این نهادها قادرند نیازهای اقشار آسیب پذیر را شناسایی کرده و از طریق توزیع محلی منابع بخشی از شکاف های احتمالی در دسترسی به مواد غذایی را جبران کنند.

پیام ششم:

امکان تأمین کالاها از کشورهای همسایه از جمله

روسیه وجود دارد.

یکی از نگرانی ها در زمان جنگ کمبود کالا است. پرسش آن است که کشور ما برای جبران این مشکل احتمالی چه کرده یا چه می تواند بکند؟

علاوه بر وجود یک ذخیره شش ماهه در سیلوها و انبارها از کالاهای اساسی امکان و ارادت جدی کالا حتی از تنگه هرمز منتفی نیست زیرا هم اکنون تنگه به صورت هوشمند منسد شده است و حتی تانکرهای نفت کش ایران و برخی دوستانش به سلامت و با اشراف نیروهای مسلح از این تنگه بارگیری موفق مکرر داشته اند.

اما علاوه بر این ما عمدتاً در دو جبهه جنوبی و غربی کشور با دشمن درگیریم و کشور از مسیرهای شرقی و شمالی باز و بدون کوچکترین درگیری مؤثر است و همه اینها با تنوع و گستردگی مرزها امکان تداوم و ارادت و صادرات برای تأمین کالا و گردش اقتصادی را فراهم آورده است.

اختصاصاً مسیر آبی دریای خزر با بنادر چهارگانه مان در مقابل بنادر سه گانه روسیه آستاراخان ما خاچ کالا لاگان که هم امکان حمل کانتینری و هم حمل فله خشک غلات روغن و فرآورده های نفتی و سردخانه برای محصولات کشاورزی در آن وجود دارد و در ضمن به راه آهن شمال ایران (امیرآباد) وصل است خود یک ظرفیت ویژه و ارادتی و حتی صادراتی است. حتی اگر مسیر زمینی ما با روسیه از طریق آذربایجان بسته شود، بازهم مسیر مذکور توان کافی را برای پشتیبانی دارد. ضمن آنکه کشورهای قزاقستان و ترکمنستان هم اکنون خود واسط مسیر تجاری بین ایران و روسیه در ناحیه شمال شرقی ما هستند. مسیری که به راه آهن هم وصل است.

در شمال و شمال شرقی ایران مرز سه گانه ما با ترکمنستان سرخس اینچه برون و لطف آباد ظرفیتی فعال و در دسترس و با قابلیت مانور بالا در اختیار ایران برای مدیریت و ارادت قرار می دهد.

همه اینها در کنار ظرفیت مرزهای شرقی با پاکستان و افغانستان دسترسی فعال دیگری برای ایران فراهم آورده است از این رو می توان گفت مدیریت و ارادت و تأمین انواع کالاها با دسترسی های گسترده ایران امری مقدور است و دشمن نمی تواند در این زمینه برنامه فعالی داشته باشد.

پیام هفتم:

شبکه زیرساخت ها از نظر جغرافیایی گستردگی و

پراکندگی قابل توجهی دارد.

یکی از واقعیت های مهم در تحلیل امنیت ملی ایران که گاه در فضایرسانه ای کمتر به آن توجه می‌شود پراکندگی جغرافیایی زیرساخت های حیاتی کشور است. در یک نگاه راهبردی زیرساخت های حیاتی مانند شبکه های انرژی حمل و نقل صنایع مادر مراکز تولیدی و تأسیسات پشتیبان در ایران به صورت گسترده و در نقاط مختلف کشور توزیع شده اند. این ویژگی نتیجه الزامات جغرافیایی جمعیتی و مدیریتی سرزمین وسیع ایران است. همین پراکندگی، به طور طبیعی سطح آسیب پذیری هم زمان زیرساخت ها را کاهش می دهد. در یک کشورپهناور برای ایجاد اختلال جدی در کارکردهای کلان نیاز به عملیات متعدد گسترده و هماهنگ

در مناطق مختلف وجود دارد؛ امری که مستلزم زمان امکانات هزینه و پیچیدگی عملیاتی بسیاربالاست. به همین دلیل از منظر راهبردی هدف قرار دادن زیر ساخت های کشوری با چنین گستره ای نه تنها دشوار، بلکه در عمل با محدودیت های جدی مواجه است.

در مقابل رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس با جغرافیای بسیار کوچک و تمرکز بالای زیرساخت ها مواجه اند. همچنین به دلیل اختلاف جمعیتی و کم بودن جمعیت دراین مناطق تعداد زیر ساخت محدود و متناسب با همان جمعیت است و در مقابل ما بسیارآسیب پذیرتر هستند. در چنین شرایطی فاصله های کوتاه تراکم تأسیسات حیاتی و محدودیت عمق جغرافیایی باعث می‌شود که زیرساخت‌ها به شدت در معرض آسیبهای همزمان قرار گیرند. از این رو درک درست از مزیت جغرافیایی ایران می‌تواند به روشن تر شدن فضای تحلیل کمک کند.

گستره سرزمینی کشور همراه با توزیع متنوع زیر ساخت‌ها نوعی عمق راهبردی ایجاد کرده که امکان مدیریت بحران و تداوم کارکردهای حیاتی را افزایش میدهد و ایران را به دلیل ویژگی های جغرافیایی منحصر به فرد از ظرفیت قابل توجهی برای تاب آوری در برابر تهدیدات برخوردار می‌کند.

پیام هشتم:

با کاهش حمل و نقل افت نیاز به انرژی و نزدیکی فصل گرما مدیریت منابع انرژی آسان تر شده است.

با توجه به تعطیلی و مجازی شدن مدارس و دانشگاه ها و دورکار شدن بخش قابل توجهی از اداره جات در سراسر کشور و اسکان اغلب مردم درخانه هایشان امروز نیاز به رفت و آمد در کشور کاهش پیدا کرده است؛ همچنین در شرایط فعلی انواع حمل و نقل ها در سطح کشور با کاهش روبرو شده و صرفاً به موارد ضروری محدوداست، لذا این کاهش ترددها و حمل و نقل ها نیاز به انرژی را طبعاً کاهش می دهد و نقشی مؤثر در مدیریت و توزیع بهینه و ساده تر انرژی دارد. علاوه بر این با توجه به اینکه به فصل گرما نزدیک میشویم و از سردی زمستان فاصله گرفته ایم ضرورت استفاده از انرژی های گرما بخش نیز از بین رفته است که این نیز موهبتی دلگرم کننده است که احتیاج به منابع انرژی را کاهش میدهد و در مدیریت منابع انرژی تسهیلگری خواهد کرد. علاوه بر همه در همدلی اجتماعی و همکاری دلسوزانه ملی بسیار فعال است و بدون این موارد جامعه ایران با توجه به سنت تاریخی خود و فرهنگ برآمده از آموزه های اسلامی و شیعی که دارد نیاز به تبلیغات و پویش های ملی به صورت خود جوش در لحظات بحران خودش را با شرایط به نحوی همدلانه هماهنگ میکند؛ لذا آحاد ملت نیز با صرفه جویی و مدیریت منابع انرژی قدمی مهم در جلوگیری از ایجاد هرگونه خلل و کاستی در منابع انرژی داشته و خواهند داشت.

پیام نهم:

در مقابل زیرساخت های ما زیرساخت های منطقه و اسرائیل شکننده است و این فرصتی راهبردی برای تغییر معادلات قدرت محسوب می شود

حملات به زیرساخت های کشور به ویژه انبار نفت تهران و البرز یک نقطه ویژه در جنگ منطقه ای کنونی است. رژیم صهیونیستی و آمریکا با این اقدام ازخط قرمز دیگری عبور کرده و عملاً جنگ را به سطح تازه ای از تقابل کشانده اند.

در تحلیل موقعیت کنونی نباید از یک واقعیت مهم غفلت کرد که زیرساخت های حیاتی منطقه و به طور خاص سرزمین های اشغالی در مقایسه با ایران از شکنندگی بسیار بالایی برخوردارند.

تمرکز بالای تأسیسات حساس تراکم جمعیت و وابستگی شدید شبکه های انرژی آب و ارتباطات در اسرائیل به نقاط معدود و آسیب پذیر این رژیم را به هدفی قابل دسترس تبدیل کرده است. این شکاف راهبردی میان پایداری زیرساخت های ایران و شکنندگی زیرساخت های دشمن بیکی از فرصت های پیش روی کشور است.

این شکنندگی یک فرصت طلایی برای تغییر معادلات محسوب می شود. ضروری است که این فرصت را با پاسخی فراگیر و چند لایه به نقطه قوت راهبردی تبدیل کنیم پاسخ ایران باید چنان باشد که اسرائیل و متحدانش طعم واقعی جنگ زیرساختی را بچشند. هدف قرار دادن تأسیسات کلیدی انرژی آب و ارتباطات در سرزمین های اشغالی میتواند تصویر واقعی از توان ایران و ضعف ذاتی دشمن را به نمایش بگذارد.

هدف راهبردی باید نمایان ساختن این شکنندگی در عمل باشد. پاسخی که چندین نقطه حیاتی و زیر ساختی رژیم صهیونیستی را هدف قرار دهد نه تنها شدت عمل ایران را نشان می دهد، بلکه تصویر روشنی از آسیب پذیری ذاتی دشمن را برای همگان به نمایش می گذارد. تغییر معادله جنگ دقیقاً به همین معناست.

پیام دهم:

کشورهای عربی می بایست مسئولیت تأمین غرامت های جنگ را بر عهده بگیرند.

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که خاک خود را دراختیار ائتلاف متجاوز آمریکا و اسرائیل قرار دادند نمی توانند از زیر بار مسئولیت های حقوقی و مالی خود شانه خالی کنند.

بر اساس حقوق بین الملل و رویه های ثابت شده در منازعات منطقه ای همچون غرامت عراق به کویت پس از جنگ (۱۹۹۱) کشورهایی که بستر تجاوز به کشوری دیگر را فراهم آورند، ملزم به جبران خسارات هستند.

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران اسناد و گزارشهای میدانی نشان می دهد که پایگاه های نظامی العدید در قطر علی السالم در کویت الظفره در امارات و مقر ناوگان پنجم در بحرین همگی به عنوان سکوهای پرش برای حملات هوایی و موشکی علیه ایران مورد استفاده قرار گرفتند. این کشورها نه تنها از حملات علیه ایران جلوگیری نکردند، بلکه بنا بر برخی گزارش ها در تحریک آمریکا به جنگ مشارکت داشته و همچنین با میزبانی از نیروهای مهاجم در این تجاوز مشارکت فعال داشتند.مقامات ارشد اماراتی نیز به صراحت از نقض با ایران سخن گفتند مشاور رئیس امارات اذعان کرد که تفاهمی نانوشته مبنی بر عدم تعرض به ایران از خاک کشورهای عربی در برابر تضمین امنیت آنها وجود داشت که تهران با حملات خود آن را نقض کرده است، اما از مسئولیت کشورهای عربی در میزبانی از حملات سخنی نگفت.

افزون بر این افشاگری ها حاکی از آن است که برخی کشورهای عربی در جلسات محرمانه با مقامات آمریکایی از طرح های تجزیه ایران استقبال کرده اند و رسانه های رسمی عربی نیز با پوشش یک طرفه و تشویق به جنگ در جنگ روانی تمام عیار علیه ایران مشارکت داشته اند.

خسارات وارده به تأسیسات اقتصادی زیرساخت های نفتی و مراکز غیر نظامی ایران اعدادی میلیاردی را شامل می شود. کشورهایی که خاک خود را در اختیار مهاجمان قرار دادند، باید در بازسازی این خسارات مشارکت کنند.

تاریخ نشان داده که در شرایط بحران های خارجی انسجام ملی ایران افزایش می یابد و ملت ایران هرگز حقوق خود را فراموش نخواهد کرد. مطالبه غرامت از کشورهای عربی همکار با متجاوزان یک حق قانونی و ضرورت راهبردی برای ایران است تا پیام روشنی به همه همسایگان بدهد که مشارکت در تجاوز به ایران هزینه سنگینی در پی خواهد داشت.

پیام یازدهم:

ضربه به زیرساخت های منطقه زیرساخت های کل جهان را تحت الشعاع قرار می دهد.

جنگ ایران و آمریکا یک حقیقت تلخ را به جهانیان نشان داد که خاورمیانه زیرساخت ترانزیت جهانی و قلب تپنده اقتصاد و امنیت جهان است. تنگه هرمز جایی است که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت معادل ۲۰ درصد از عرضه جهانی و ۳۰ درصد از محموله های ال ان جی از آن عبور می کند. با

بسته شدن این شاهراه حیاتی قیمت نفت برنت به حدود ۹۰ دلار در هر بشکه رسید؛ بالاترین سطح در دو سال اخیر؛ اما دامنه این بحران فراتر از نفت بود. قطر انرژی بزرگترین صادر کننده گاز مایع جهان وضعیت فوارس ماژور اعلام کرد و تولید خود را متوقف ساخت عراق نیز تولید ۳ میلیون بشکه ای خود را متوقف کرد.

این یعنی مشتریان آسیایی در تأمین انرژی خود با بحران مواجه شدند. اهمیت تنگه هرمز اما تنها به انرژی محدود نمی شود. حدود ۳۳ درصد از کودهای شیمیایی جهان گوگرد و آمونیاک از این مسیر به مقاصد هند چین برزیل و آفریقا ارسال میشود و به گفته کارشناسان هیچ جایگزین عملی برای آن وجود ندارد. اختلال در این مسیر زنجیره تأمین غذای جهان را با تهدید جدی مواجه کرده است.

بازارهای سهام جهان نیز از این شوک در امان نماندند. افزایش قیمت نفت باعث بدبینی در وال استریت شد و شاخص های داوجونز چندین درصد افت کردند. تحلیلگران هشدار می دهند که اگر اختلال در تنگه هرمز بیش از چند هفته ادامه یابد قیمت نفت میتواند تا ۱۵۰ دلار افزایش یابد و تورم را در سراسر جهان تشدید کند. پیام این جنگ روشن است ثبات جهان به امنیت زیرساخت های منطقه گره خورده است.

همچنین منطقه در سال های اخیر به قطب استراتژیک فناوری تبدیل شده است. غول های فناوری سرمایه گذاری های نجومی در این منطقه انجام داده اند مایکروسافت ۱۵۰۲ میلیارد دلار در امارات سرمایه گذاری کرده گوگل و صندوق سرمایه گذاری عربستان ۱۰ میلیارد دلار برای ایجاد یک مرکز جهانی هوش مصنوعی اختصاص داده اند؛ آمازون وب سرویس نیز بیش از ۵.۳ میلیارد دلار صرف ایجاد مراکز داده در عربستان کرده است. شرکت انویدیا نیز ۱۸۰۰۰ تراشه پیشرفته بلکول» به شرکت هوش مصنوعی سعودی هومین تحویل داده است. امارات و قطر با پیوستن به پیمان پکس سیلیکا پیمان سیلیکون به رهبری آمریکا خود را به بخشی از زنجیره تأمین جهانی نیمه رساناها و هوش مصنوعی تبدیل کرده اند. هرگونه اختلال در این منطقه نه فقط مراکز داده و سرورها که زنجیره تأمین جهانی تراشه سخت افزار و خدمات ابری را با بحران مواجه میکند. به بیان دیگر قلب تینده اقتصاد دیجیتال آینده در جغرافیایی می تپد که اکنون در آتش جنگ می سوزد.

پیام دوازدهم:

مردم ایران تجربه دفاع مقدس و مدیریت شرایط جنگی را در کارنامه خود دارند.

جنگ هشت ساله ایران و عراق یک فرایند اجتماعی تاریخی عمیق بود که مجموعه ای کم نظیر از تجربیات نهادی اجتماعی و اقتصادی را برای کشور و جامعه ایران به همراه آورد. این تجربه در بستر کمبودها فشارهای خارجی و تهدیدهای مستمرشکل گرفت و به تدریج نوعی دانش زیسته جنگ را در سطوح مختلف حاکمیت و جامعه تولید کرد.

در سطح حاکمیتی جنگ ایران و عراق موجب شکل گیری سازوکارهای مدیریت بحران، توزیع منابع محدود اولویت بندی نیازهای حیاتی و تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت شد. نهادهای اجرایی کشور ناگزیر آموختند چگونه با کمبود انرژی غذا ارز تجهیزات و زیرساخت ها کنار بیایند و هم زمان حداقلی از کارکردهای اساسی دولت را حفظ کنند. این تجربه نوعی عقلانیت اضطراری را شکل داد که در شرایط تهدید سرعت عمل و انعطاف نهادی را افزایش می دهد.

در سطح اجتماعی جنگ هشت ساله به تقویت تاب آوری جمعی انجامید. جامعه ایران در آن دوره شیوه های متنوعی از سازگاری با فشارهای اقتصادی جیره بندی مهاجرت های اجباری از دست دادن منابع و ناامنی را تجربه کرد. شبکه های غیر رسمی همیاری خانواده محوری اعتماد اجتماعی در سطح محلی و مشارکت داوطلبانه نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی ایفا کردند. این الگوها نشان دادند که جامعه ایرانی در شرایط بحران توانایی باز تولید نظم اجتماعی را دارد.

از منظر اقتصادی تجربه جنگ موجب شکل گیری الگوهای اقتصاد مقاومتی عملی شد؛ از جایگزینی واردات و خوداتکایی صنعتی گرفته تا مدیریت مصرف و سازوکارهای توزیع عادلانه تر منابع محدود.

این تجربیات هر چند پرهزینه بودند، اما به شکل گیری حافظه نهادی ارزشمندی انجامید که در شرایط مشابه قابل فعال سازی است.

در صورت تهاجم به زیرساخت های کشور در مقطعی از جنگ احتمالی جدید این سرمایه تاریخی می تواند نقش تعیین کننده ای ایفا کند. تجربه جنگ هشت ساله نشان می دهد که ترکیب یادگیری نهادی حاکمیت و مشارکت فعال مردم قادر است فشارهای شدید را مدیریت کند. جامعه و دولت ایران با اتکا به این تجربیات انباشته میتوانند مسیر عبور از بحران را هرچند دشوار با انسجام عقلانیت و تاب آوری طی کنند.

پیام سیزدهم:

بر جامعه لازم است که مقابله با هراس افکنان را مطالبه کند.

آیا واقعا مساله اصلی ایران در وضعیت فعلی انتخاب رهبر بعدی است و یا جنگ و دفاع از سرزمین است؟

آیا فکر نمی کنید سرگرم شدن به بحث جانشینی بحثی انحرافی و سمی مهلک برای ایران در ایام جنگ است؟

و باعث منحرف شدن اذهان فرماندهان و سربازان از موضوع جنگ میشود؟ و عین خواسته ی دشمن است؟

در ادبیات جنگ روایت ها معمولاً تأکید می شود که یک روایت برای آنکه بتواند از سطح گفتمان عبور کرده و به سطح رفتار اجتماعی برسد، باید سه مرحله متمایز اما پیوسته را طی کند. در مرحله نخست هسته ای از نخبگان فکری رسانه ای یا سیاسی شکل دهنده افق های تفسیری هستند. در واقع این سطح همان نقطه تولید چارچوب های معنایی است که بعدها در سطوح دیگر تکثیر می شود.

در مرحله دوم روایت تولید شده توسط این هسته نخبگانی وارد چرخه ترجمه و توزیع می شود. رسانه ها خبرگزاری ها شبکه های اجتماعی تولید کنندگان محتوا و حتی چهره های فرهنگی در این سطح نقش واسط دارند. آنها روایت اولیه را به زبان های مختلف قالبهای متنوع و مخاطبان متفاوت منتقل می‌کنند.

مرحله سوم زمانی شکل می گیرد که روایت وارد ذهنیت عمومی جامعه میشود. در این سطح مردم رویدادها را از خلال همین روایت ها فهم و تفسیر میکنند. هنگامی که یک روایت در افکارعمومی تثبیت شود، به تدریج معیار ارزیابی رویدادها و حتی مبنای رفتارهای اجتماعی قرار می گیرد. درچنین وضعیتی روایت صرفاً یک تفسیر ذهنی نیست بلکه به عاملی تبدیل می شود که رفتار جمعی قضاوت های عمومی و در نهایت واقعیت اجتماعی را شکل می دهد.

در شرایط جنگ یا بحران های امنیتی ناشی از هدف قرار گرفتن زیر ساختها مدیریت این فرایند برای دولتها و نهادهای مسئول اهمیت دوچندان پیدا میکند. در چنین موقعیت هایی فشارهای ناشی از تخریب زیرساخت ها اختلال در خدمات عمومی و افزایش فشارهای اقتصادی و اجتماعی می تواند به سرعت بر روحیه عمومی جامعه اثر بگذارد.

از آنجا که گروه ها و خروجی های مرحله دوم و سوم بسیار متکثر و پراکنده هستند مقابله مستقیم با آنها غالباً دشوار و پرهزینه است. به همین دلیل تمرکز راهبردی باید بر مرحله نخست، یعنی سرچشمه تولید روایت ها قرار گیرد. در این سطح نخبگان و روایت سازان اولیه نقش تعیین کننده ای در جهت دهی فضای عمومی دارند. اگر روایتهای هراس آفرین نا امید کننده یا بهره بردارانه از بحران در همین نقطه مهار نشوند، به سرعت در شبکه های رسانه ای تکثیر شده و به ادراک عمومی تبدیل خواهند شد.

پیام چهاردهم:

نابرابری شدیدی در موازنه آب وجود دارد و اسرائیل در این زمینه آسیب پذیر و شکننده است.

آب آخرین مرحله جنگ زیرساختی محسوب می شود. حمله به آب شیرین کن قشم در افکار عمومی بک جنایت جنگی و همانند کشتار دانش آموزان مدرسه دخترانه میناب است و واکنش افکار عمومی را به دنبال داشته است.

اما آنچه معادله را در روی زمین تغییر داد پاسخ متقابل ما در بحرین بود که نشان داد هیچ ملاحظه ای در موازنه آب در مقابل آب ندارد. منابع آبی ایران بسیار گسترده متنوع و پراکنده در جغرافیایی به بزرگی ایران است. در مقابل کشورهای حاشیه خلیج فارس که بخش حاشیه ای منابع آبی شان واردات آب معدنی با کشتی بود را به واسطه کنترل ایران بر تنگه هرمز از دست داده اند.

عمده منابع آبی این کشورها مجتمع های بزرگ آب شیرین کن آب های شور خلیج فارس است رژیم صهیونیستی نیز دقیقاً با چنین مشکلی مواجه است.

تعداد آب شیرین کن های خلیج فارس و اسرائیل بسیار کم است و به صورتی بی دفاع زیر ضربات ایران قرار داند.

از بین رفتن این آب شیرین کن ها به معنای واقعی امکان هر نوع زندگی را در این کشورها از بین می برد و این کشورها ناچار به تخلیه جغرافیای خود در ظرف یکی دو روز خواهند بود.

طبیعی است که به هیچ وجه تخیل ورود به این معادله را نداشته باشند. هرنوع ورود حساب نشده ای به این معادله برای آنان کابوسی وحشتناک خواهد بود که در همان لحظه نتیجه نهایی جنگ را روشن میکند واکنش ایران به حمله به آب شیرین کن قشم به دلایل اخلاقی کمی خویشتن دارانه بود و وارد فاز تهدید حیاتی طرفهای مقابل نشد؛ اما اگر دشمن بخواهد انتخاب های دیوانه وار انجام دهد گزینه های به مراتب خطرناک تری از سمت ایران می تواند عملیاتی شود.

پژوهشگاه باقرالعلوم

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha